جراد منتشر...

یا هادی

صحنه ای که سوره مبارکه قمر از برانگیخته شدن کافرین نشان می دهد تصویر انتشار ملخ هاست ... در تفسیر المیزان می خوانیم (... اگر مردم را در بیرون شدن از قبر تشبیه کرده به ملخ‏هاى منتشر، از این جهت است که ملخ وقتى منتشر مى‏شود هر دسته داخل در دسته دیگر مى‏شود و با هم مخلوط مى‏شوند، با اینکه به ظاهر هر یک از آنها جهتى مخالف جهت دیگر دارد، در روز قیامت هم مردم اینچنین درهم و برهم مى‏شوند...)

این آشفتگی از آنجا ناشی می شود که در آیات ابتدایی ذکر شده اتبعوا اهوائهم ... تبعیت از هوای نفس معلوم است نتیجه است سردرگمی و نشناختن جهت است زیرا هوای نفس هر لحظه چیزی را طلب می کند. این معادل نداشتن استقرار است... این مسئله در عذابهای دیگر مثل هشیم المحتظر نیز قابل رویت است.

در این سوره امر الهی آن چیزی ست که استقرار دارد. مستقرش فراهم شود به لمح بصری جاری می شود... بدون کم و کاست ... جالب آن است که این اختلاط را در قسمت دیگری از سوره نیز می بینید ولی از توی آن سردرگمی برداشت نمی شود:

فَفَتَحْنَا أَبْوَابَ السَّمَاءِ بمَِاءٍ مُّنهَْمِرٍ(11)


وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُیُونًا فَالْتَقَى الْمَاءُ عَلىَ أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ(12)

به تعبیر آیه 12 آب آسمان و زمین با هم مخلوط گردید اما این اختلاط بر مدار امر تقدیر شده ای اتفاق افتاد ... پس یکی از محورهای سوره می تواند بحث سردرگمی و یا ثبات و تشخیص باشد. 

باید گفت امر الهی آن فلکی ست که انسان را به مقعد صدق یا موقعیت تصدیق رهنمون می نماید و او را استقرار می بخشد ... هر میخ امری خاص برای به هم پیوند زدن الواح دارد.

نکته جالب دیگر برایم این بود که می گوید تجری باعیننا ... و در ادامه می گوید و ما امرنا الا واحده کلمح بالبصر ...یعنی امر تو را باید از نگاهت خواند ... وقتی نگاه می کنی آسمان و زمین به هم پیوند می خورد ... وقتی نگاه می کنی قلب دشمن فرو می ریزد و چون نخل منقعر از جا کنده می شوند ... وقتی نگاه می کنی صورت حسین شاداب می شود ... وقتی بچه ها تو را می بینند تحمل برایشان آسان می شود ... امان نامه آوردند که امان و براءه خود را بگیرند... خوب مهمان نوازی کردند ... تیر سه شعبه را می دانستند به چه باید بزنند ... آسان شد شکستن حسین و خیامش پس از تو...

محتاج نگاهت ... یا قمر العشیره

لسانی

/ 2 نظر / 21 بازدید
حامد باقری

یا الله اخوی چه بی خبر تشریف آوردید قلم رنجه فرمودید ... ای دردت به جو ... دردت به جون ... ولش کن ... ایشالا که به سلامتی خوب بشه. احسنت به شما [دست]