هفت ذکر حق..

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها

همانطور که پیش از این هم گفته شده است، آیات ابتدایی سوره برای تعیین مسیر کلی و اصلی سوره بسیار مهم است تا بتوان از آیات بعد در جهت تفصیل موضوع اصلی بهره برد و به مدد الهی و نظر حق تعالی به غرض سوره نزدیک شد.

با مطالعه ی سوره پر واضح است که هفت آیه ی ابتدایی بسیار در جهت گیری موضوع مورد بحث در سوره نقش بسزایی را ایفا می کنند. به پیشنهاد استاد رجبعلی برای اینکه فهم بهتری عاید شود، از آیه ی هفتم به آیه ی اول شروع به تحلیل می کنیم و این را هم بگویم این کار مغایرتی ندارد با دنبال کردن سیری که خود سوره گفته است. ما فقط به سبب اینکه این هفت آیه را بهتر مس کنیم از این روش بهره می بریم. پس لازم است که خواننده محترم در ابتدا سوره را مطالعه کرده باشد تا از چشم سوره دور نماند.

(7) انما توعدون لواقع... معنایی که به طور خلاصه می شود از این آیه فهمید این است که " آنچه به شما وعده داده شده وقوعش حتمی است"..آنچه که به شما وعده داده شده است واقع است..واقع فاعل است و فعلی را انجام می دهد، واقع چه می کند، نزول و ثبوت دو قید از فعل وقع هستند  بنابراین می توان گفت که آنچه وعده داده شده واقع است، یعنی آنچه وعده داده شده نزول و ثبوت پیدا می کند که لامی که در ابتدای" لواقع" هست هم بر این قضیه تاکید می کند. هر چیزی نمی تواند ثبوت داشته باشد مگر اینکه آن چیز حق باشد و از ویژگی های حق، ثبوت است. بنابراین جنس وعده حق است. به طور طبیعی این نوع تحلیل یکسری واژه ها را به دنبال می آورد.مثلا این که اگر هر صدوری در جهت آنچه وعده داده شده است نباشد ، غیر حق است. وعده ها به طور مستقیم بر بروزات ما اثر می گذارند، ما فقط در این دنیا میدان عمل داریم و این دنیا هم اجل دارد. همچنین موضع گیری ما نسبت به آنچه وعده داده شده  بروزات ما را تحت تاثیرقرارمی دهند. بنابراین سعی می کنیم که خود وعده، بروزاتی که در جهت وعده هست، و بروزاتی را که در مسیر مقابل وعده هست رابررسی کنیم.

(6)عذرا او نذرا...حالا با توجه به توضیحات روشن است که آیه به بروزاتی که در قبال وعده ها میشود می پردازد..عذر و نذر..در این جا می توان گفت دسته ی اول که عکس العملی به نام عذر دارند یعنی به گونه ای در حال شانه خالی کردن از تعهدی که این وعده ها برای آنها می آورد هستند و بروزاتی دارند که در مقابل حق است، یعنی حرفشان این است که مثلا به زعم خودشان وعده ها حق نیست و  مسئولیتی برای ما نمی آورد..یعنی برای انجام دادن مسئولیتها و تعهدهایی که آن وعده ها برایشان درست می کند عذر می تراشند.پس نکته ای که مهم میشود فهم مسئولیتهایی است که این وعده ها برای انسان می آورد و حتی می توان گفت که این عذر تراشی می تواند درجه داشته باشد طوری که مثلا بخشی از تعهداتی که به سبب وعده واجب می شود انجام شود و بخش هایی دیگر وا بماند..

گروه دیگری هم بیان شده است که بروزاتی کاملا متفاوت با گروه پیشین دارند...نذر صدور آنهاست، یعنی با القای وعده به گوش آنها چشمهایشان هم از بروز خود غفلت نمی کند چه رسد به جوارح دیگر و جوانحشان...در واقع بروزاتی که حق است داشته باشند را دارند و می شوند عناصری که می شود وعده های حق تعالی را در اعمالشان دید و اصلا گویی خود او بروز همان وعده ی الهی است و همچون ستاره ای می شود که سنگینی وعده، رنگ از رخسارش می برد ..و همچون کوهی که گویی کمرش خم شده تا جایی که از ریشه ی خود درآمده است....و خود آنها می شوند آسمانیانی که در آنها فتح حاصل شده تا ببینیم.... و حجت بر ما تمام شده باشد که این طور باید عهد را ادا کرد...

(5)فالملقیت ذکرا..حال در آیه گفته شده است که آن قول های حق(وعده ها) به صورت ذکر به بندگان القا می شود. ذکر در مقابل غفلت است، و باید قول حق به شکل ذکر القا شود زیرا ذکرگرفتن به معنی غفلت نکردن از حال نذر بودن و مسیر قول حق می باشد..بنابراین ذکر بسیار کمک می کند که بر این حالت صبر و استقامت داشته باشیم که اگر غیر این باشد دیگر غفلتمان ذکرمان می شود...در بخش اول کیفیت انتقال ذکرکه می تواند اثر گذاری آن را تحت تاثیر قراردهد به صورت القا بیان شده است..شاید با یک مثال بتوان القا را بیان کرد..اگر کسی را که برق او را می گیرد، دیده باشید، خوب می توانید معنای القا را متوجه شوید..گویی وقتی برق او را می گیرد تمام عناصر بدنش این را مس می کنند که برق آمده...ذکر هم وقتی القا می شود همچون کاری را با انسان می کند، گویی وقتی ذکر القا می شود، خود شخص می شود ذکر....(حالا خوب می فهمم که چگونه سنگ در دست رسول خدا بالا و پایین می پرید و سبحان الله می گفت..همچون القا کننده ی ذکری باید سنگ را به تب و تاب بیندازد)

(4) فالفارقات فرقا....در این آیه چیزی که خیلی برجسته است واژه ی فرق است که به طور کلی سبب می شود که بین دو چیز کاملا یک جدایی و تمایزی ایجاد شود به روشنی فرق بین مرده و زنده...پس این قسمت را می توان گفت بستر و موقعیت القای ذکر است..موقعیتی روشن برای انجام این القا... شاید بتوان گفت زمانی است حیاتی که بتوان خود را زنده نگه داشت تا بستر این القا وجود داشته باشد...گویی می فهمند درونت را که خواهان حقی یا باطل  و می فهمند که عزم ذکر شدن پیدا کردی یا خیر..

(3)والناشرت نشرا...دیگر در حال رسیدن به پوسته ی این هفت آیه هستیم...لغت نشر به معنی بسط بعد از قبض است..اما این بسط باید فرق داشته باشد با بقیه بسطها...اولا که با توجه به آیاتی که تا اینجا مورد بررسی قرار داده شد واضح است که نشر، نشر ذکر است از قبضه ی حضرت ابدیت..و این از آن بسطهاست که عاقبتت را معلوم می کند، نشری است که محیط می شود به عالم امکان تا حجت تمام شود بر همگان..طوری محیط که  نفس کشیدن هم از اذکار میشود اما این که تو از این تنفس چه چیز برداشت می کنی می تواند عذر و نذر تو را تعیین کند..

(2)فالعاصفات عصفا...حتما به شکل گرفتن گردباد توجه کرده اید که چطور قدرت می یابد.گردباد وقتی که سرعت می گیرد،روی دور می افتد و می تواند قدرت نمایی کند...یکی دیگر از ویژگی هایی که برای انتقال ذکر گفته شده، همین عصف بودن  است..آن موقع است که قول حق تمام وجود را فرا می گیرد و بستر برای القای ذکر آماده می شود، سرعت اذکار به حدی است که سرعتش مانند سیلی باد بر صورت انسان نقش سرخ می زند..مثل بادی است که عصف بودنش کمر درخت را خم می کند..گویی میبینی و حس میکنی که آن عصف بودن با تو چه می کند..

(1) والمرسلات عرفا...در این آیه به این نکته اشاره می کند که این عملکرد در کیفیت انتقال ذکر متداوم است، پی در پی است، جریانی است به هم پیوسته که دائما این سیر طی می شود...مرسلات هم می توان گفت هر چیزی است که حامل ذکر است..و چیزی که امیدوارم تعبیری درست باشد این است که اگر دقت شود در اولین سطح به بیان اینکه حاملان ذکر دائما کار خود را انجام می دهند پرداخته می شود در بنده های بعد آنها هم صفت ذکر را به خود می گیرند...در موقعیت عصف شدن ذکر، مرسلات عاصفات می شود، در زمان نشر ذکر، مرسلات ناشرات میشود و در موقع فرق ایجاد کردن ذکر، مرسلات فارقات میشود...و تمام بحث هم همین بود که در نهایت در این القای ذکر با این کیفیت، مرده نمانیم و برای قول حق شدن، ذکرشدن برای قول حق و در آخر بروز وعده ی الهی در خود ،عذر تراش نشویم و شانه از این بار خالی نکنیم..

یا فاطمة الزهرا ادرکنا...  

نوشته شده توسط: علایی

/ 1 نظر / 15 بازدید
رجبعلی

متنت خوب شده فقط به ادبیات متن رو برو توجه کن و مشابه آن را از این به بعد اصلاح کن"از آیه ی هفتم به آیه ی اول شروع به تحلیل می کنیم و این را هم بگویم این کار مغایرتی ندارد با دنبال کردن سیری که خود سوره گفته است. ما فقط به سبب اینکه این هفت آیه را بهتر مس کنیم از این روش بهره می بریم. پس لازم است که خواننده محترم در ابتدا سوره را مطالعه کرده باشد تا از چشم سوره دور نماند." متن شبیه بروشور است یا یک کسی که دارد در مورد کارکردن با یک وسیله سر کلاس توضیح می‌دهد البته بقیه توضیحات عالی است