مجیدترین قول....

استاد رجبعلی : با توجه به محتوای سوره ها می شود فهمید که این سوره ها مکی هستند یا مدنی . به قول معروف سوره های مکی بوی مکه می دهند و سوره های مدنی بوی مدینه . سوره قاف سوره مکی است . این موضوع را از اینجا می توان استنباط کرد که یک نفر که ما اصطلاحا در اینجا به او امام می گوییم همراه خواننده سوره است . پا به پای تو ، دوش به دوش تو ، گاهی در جلوی تو و گاهی در عقب سر تو می آید و چهار دانگ حواسش به توست که از مسیر و ساختاری که سوره برای تو ترسیم کرده است خارج نشوی . خصوصیت سوره های مکی در این است که هر حرفی زده می شود راجع به تو است . در واقع نقش اول فیلم ، خود خواننده متن قرآن است . این سوره می خواهد بگوید که قرآن مجید است و برای اینکه بتواند این مجد و عظمت را به تو بفهماند باید اجرای نقش اول سناریو آن را خودت به عهده بگیری . در اینجا باید نقش کسی را بازی کنی که سکرات موت به سراغش آمده است . قشنگ باید حس بگیری که هیچ کاره ای .

در اینجا باید نقش کسی را بازی کنی که سکرات موت به سراغش آمده است . قشنگ باید حس بگیری که هیچ کاره ای . باید نقش کسی را بازی کنی که از مرگ بدش می آید ولی حالا باید هم نشین او و با او رفیق باشی . در این سوره همه قیامت به تصویر کشیده شده است تا به تو بفهماند مجد و مجید یعنی چه . در حالیکه خیلی مهیب است ولی در عین حال زیبا هم هست . این زیبائی را از نخل باسقات می شود درک کرد . تا به حال دیده اید که در نقاشی ها خورشید را نقاشی می کنند . خورشید دفتر نقاشی با حقیقت خورشید متفاوت است . قرآن برای اینکه بتواند حقیقت عظمت خودش را به ما نشان بدهد نیاز به ابزار دارد . این ابزار سوره قاف است . ما هم در اینجا سناریو را می خوانیم ولی اجرای آن خیلی متفاوت است . وقتی رسول گرامی اسلام قرآن می خواندند عده ای تعجب می کردند . از نظر آنها آیات عجیب و قریب به نظر می رسید . جالب اینجاست اینطور به نظر می رسد که هرقدر با این سوره فاصله داشته باشیم با رسول گرامی اسلام فاصله داریم . پس باید خودمان را در وسط این سناریو و در نقش اول آن بدانیم . نقش اول این داستان بر خلاف همه داستانهای دیگر هیچ کاره است . نقش اول این داستان در اوج هیچ کاره بودن و بیچارگی ناشی از سکرات موت عرضه می دارد که تو نخل باسق هستی ولی من از کوتاه بودن خودم کوتاه بودن خودم را استنباط نمی کنم بلکه بلند بودن تو را استنباط می کنم . این کوتاه بودن دست فرصتی است برای من که باید از آن به مجد تو پی ببرم . حالا سرمایه تو این می شود که هرقدر کوچک باشی درک بزرگی و مجد او برای تو بیشتر می شود . به همین دلیل همیشه احساس کوچکی نشانه حقارت نیست بلکه احساس کوچکی در برابر مجد و عظمت رب العامین خود بزرگی و مجد را در پی دارد . که این سوره  هم با ما همین کار را می کند .

نوشته شده توسط: محسن فرقانی

 

/ 2 نظر / 13 بازدید
رجبعلی

حاج محسن پرچمت بالاست!