سوار یا پیاده...

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها

امروز ذیل سوره ی مبارکه ی معارج آقای رجبعلی به نکته ای اشاره کردند که فکر می کنم بتواند در اذهان همه ی آن کسانی که به نوعی خود را در مسیر پیغمبر می دانند یک دغدغه ای ایجاد کند. کشتی پیامبر با سرعت به سوی مقصد خود در حرکت است، ما کجای این میدان هستیم. گمان میشود که این بحث در جریان کلاس های گردان ها خیلی محسوس هست و این که غفلت نکنیم در مورد وضعیتمان، همراهی و یا ترک کردن این جریان پیغمبرگونه ، گاهی از فهم ما خارج می شود، به قول آقای رجبعلی یکدفعه می بینم که قیامت شده و دوست همگردانی ام یک طرف است و من طرف دیگر، چه حالی به من دست می دهد؟ نمیگویم مگر باهم همراه نبودیم اما چرا بینمان دیوار کشیده شده است؟ با التماس تقاضای نور از او دارم اما جواب می شنوم که فالتمسوا نورا من ورائکم....

حال ما برای اینکه بفهمیم در جریان التماس نور هستیم یا خیر شاخصه ای برایمان قرار دادند و آن صلاة ماست،به نظرم تعبیر مشت نمونه ای از خروار است خیلی به جا بود از آقای رجبعلی در مورد نماز،آری حال کلی ات را رتبه ی نمازت تعیین می کند، فاصله ات را تا رسول می فهمی این که روی نردبان عروج هستی یا خیر را کامل حس می کنی، این که مسیر می پیمایی و به صلاة برای زنده ماندنت نیاز داری برایت می شود مثل روز روشن..یکی از رفقا در مورد وجوب نماز شب برای پیامبر سوال کرد جواب دادند که با توجه به حرکت پیامبر، اگر نماز نمی خواند پیامبر، دیگر زنده نبود، اگر به او وحی نمیشد نفسشان بالا نمی آمد...صحبت از حرکت پیامبر شد، قبول نمیتوانیم حرکت پیامبر را داشته باشیم اما می توانیم که حرکت پیامبر گونه به اندازه ی خودمان داشته باشیم. نمازمان شده است ماموریتی  برای ادامه ی حرکتمان؟ رابطه ای که مجاهدت و نماز دارند شاید مثل آیینه نسبت به هم باشند که یکی در دیگری معلوم میشود اگر این توجه را داشته باشیم از حرکاتمان و نمازمان خوب معلوم میشود سر به پای رسول داریم و یا..... پناه بر خدا

/ 1 نظر / 12 بازدید
رجبعلی

خیلی خوب است فقط توجه داشته باش نکته ای که گفته شد جمع بندی نبود توضیح یک مطلب در سوره بود در هر دو متن جای خالی تحلیل همه جانبه از سوره یا موضوع وضعیت مطلوب و نامطلوب دیده می‌شود ضمن اینکه باید دیگران را هم به نوشتن دعوت کنی